رویداد۲۴ نوشت: در فوتبال همیشه حاشیه بر متن غلبه دارد و یکی از حواشی که همیشه فوتبال ایران را درگیر کرده کی از حواشی که همیشه فوتبال ایران را درگیر کرده، فحاشیهایی است که در ورزشگاه شنیده میشود. اما در سالهای اخیر موج این فحاشیها به نیمکتها منتقل شده و ما در بیشتر هفتهها شاهد درگیری لفظی مربیان، سرپرستان و بازیکنان هستیم.
اما ویس اخیر خداداد عزیزی که بعد از بازی گلگهر خطاب به اُمید عالیشاه منتشر شد، نقطه عطفی در این بازار فحاشی است. ویس منتشرشده از خداداد عزیزی سرشار از الفاظ رکیکی است که شنیدن آن باعث رنجش خاطر هر انسانی میشود.
اما در ماجرای عزیزی و عالیشاه فقط درگیری لفظی، متن حاشیه نیست. پس از انتشار ویس خداداد عزیزی، موجی در شبکههای اجتماعی راه افتاد که ماجرا را از کلکلهای فوتبالی و دعوای ساده میان تیمهای فوتبالی فراتر برده و آن را تبدیل به یک موضوع هویتی کرده است.
اربران شبکه اجتماعی، حامیان باشگاه پرسپولیس و طرفداران عالیشاه به جای محکوم کردن الفاظ رکیکی که خداد عزیزی به کار برده، با توهینهای نژادی و قومیتی به ملت افغان ، پاسخ الفاظ رکیک خداداد عزیزی را داده اند! وضعیتی که بار دیگر معضل دیگرستیزی و فاشیسم را در لایه های پنهان جامعه آشکار می کند.
خداداد عزیزی باید به خاطر فحاشیهای مکرری که انجام داده محکوم شود، اما این که بخش بزرگی از مردم ایران و جامعه هواداری فوتبال، بی اخلاقی او را با نسبت های نژادپرستانه پاسخ می دهند، بیانگر مشکلات عمیقتری در جامعه ایران است. مشکلاتی که به جای پرداختن به آنها مدام تکذیب میشوند، اما در بزنگاههای حساسی مانند ماجرای خداداد عزیزی خودش را نشان میدهد. چه آن که بلافاصله و در بازی دیروز پرسپولیس با ذوبآهن هم هواداران پرسپولیس در ورزشگاه شعار «خداداد افغانی» سر دادند تا نشان دهند این دیگریستیزی ریشههای عمیقتری دارد و در سالهای اخیر بسیار هم تشدید شده است؛ ناسیونالیسم منحطی که با مستمسک عرب ستیزی و افغان ستیزی بیش از یک دهه است جان گرفتهاند.
خداداد عزیزی کیست؟
خداد عزیزی متولد سال ۱ تیر سال ۱۳۵۰ و سن او ۵۵ سال است. او که اصالتاً اهل فریمان مشهد است، ۴۵ بازی ملی برای تیم ملی ایران انجام داده و ۱۱ گل به ثمر رسانده است که مهمترین آنها گل صعود ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ در مقابل اُسترالیا بوده است.
خداداد عزیزی سالها در خارج از فوتبال ایران و در بوندسلیگا (برای کلن)، در آمریکا (برای سنخوزه ارثکوئیک) و در امارات (برای النصر) بازی کرده است. نکته جالب توجه اینجاست که خداداد عزیزی در بازیهای جام باشگاه آسیا به عنوان بازیکن کمکی در تیم پرسپولیس حضور داشته و در چهار بازی چهار گل هم برای این تیم به ثمر رسانده است. مهمترین گل خداداد عزیزی برای پرسپولیس گل او در نیمهنهایی جام باشگاههای آسیا ۱۹۹۶ است که در آن بازی پرسپولیس سه بر یک شکست خورد و از مسابقات کنار رفت.
در سالهای بازنشستگی از فوتبال، خداداد عزیزی در کنار فعالیتهای ورزشی به فعالیت اقتصادی مختلفی پرداخت. از جمله ساختوساز در دبی و طلافروشی که در خیابان کریمخان. مدتی هم شایعه شده بود که خداداد عزیزی کارخانهای در فریمان دارد که به تولید قند مشغول است. این شایعه البته هیچگاه تأیید نشد تا این که مصاحبهای از خداداد عزیزی در پاسخ به حسن عباسی که فوتبالیستها را بیمصرف خوانده بود منتشر شد که در آن خداداد تأکید کرده بود از کشورهای آلمان و آمریکا ۶۰۰ هزار دلار ارز وارد کشور کرده و با دایر کردن یک کارخانه ایجاد اشتغال کرده که ۳۰۰ خانوار از این طریق معیشت خود را تأمین میکنند. اما این روزها بیش از هر چیز نام خداداد عزیزی با حاشیه گره خورده است. حواشی که ظاهراً قرار نیست دست از سر او و فوتبال ایران بردارند.
شایعه افغان بودن خداداد عزیزی از کجا آب میخورد؟
ریشههای این شایعه که خداداد عزیزی متولد افغانستان است، به انتشار ویدیویی در یوتیوب برمیگردد که با استدلالهایی تلاش کرده بود خداداد عزیزی را متولد افغانستان و از مردم هزاره کشور افغانستان معرفی کند. یکی از استدلالها در این ویدیو، لهجه پدر خداداد عزیزی هنگام پاسخ به سؤال اسکندر کوتی بوده است که از او پرسیده بود چه احساسی دارد از این که پسرش بهترین بازیکن آسیا شده است؟ او پاسخ داد: «خدا را شکر میکنم.»
این ویدئو مدعی است که خداداد یک نام اصیل افغانستانی است و در قوم هزاره افغانستان بسیار به چشم میخورد، در حالی که در ایران به هیچ وجه چنین اسم و چنین نامی وجود ندارد.
انتشار این ویدیو زمینه اولیه را برای ادعاهای سالهای بعد در خصوص افغان بودن خداداد عزیزی فراهم کرد و باعث شد دیگریستیزی ایرانیان در قالب ماجرای خداداد عزیزی آشکار شود.
آیا خداداد حق کاپیتولاسیون دارد؟
عادل فردوسیپور در برنامه فوتبال ۳۶۰ به موضوعی اشاره کرد که از هر نظر جالب توجه است. او در برنامه خود به صراحت گفت که خداداد عزیزی برای این به فحاشیهای خود ادامه میدهد، چون احساس میکند از مصونیت قضایی و یک جور کاپیتولاسیون قضایی برخوردار است.
طرح این موضوع باعث شد که هواداران فوتبال با کندوکاو در فضای مجازی برخی از مصاحبههای خداداد عزیزی را در تأیید حرفهای فردوسیپور بیرون بکشند. مصاحبه با مجید واشقانی که خداداد عزیزی گفته بود که او و همسرش در پویش جانفدا ثبتنام کرده، یا تصاویر او که در تجمعات شبانه مشهد شرکت کرده، دعوت به انتخابات در سال ۱۴۰۲ و اعلام حمایت رسمی از حسن روحانی در سال ۱۳۹۶ از جمله مصاحبههایی بود که به ادعای مخاطبان، در تأیید حق مصونیت خداداد عزیزی از او منتشر شده است.
نکته، اما اینجا است که خداداد عزیزی در دفعات گذشته هم بارها به خاطر به کار بردن الفاظ رکیک محکوم شده، اما در نهایت صرفاً با یکی دو جلسه محرومیت تعلیقی و چند میلیون جریمه نقدی ماجرا رفعورجوع شده است. این محرومیتهای سطحی حتی صدای روزنامه جوان را هم درآورده است. این روزنامه بعد از محرومیت ۵۰۰ میلیون تومانی خداداد عزیزی به علاوه یک جلسه تعلیقی در آذر ۱۴۰۴ نوشت آیا چنین محرومیتهایی میتواند بازدارنده باشد یا خیر؟ سؤالی که به نظر میرسد پاسخ آن منفی است، چون در نهایت این محرومیتهای سطحی باعث شد تا فاجعه بازی تراکتور گلگهر رقم بخورد. وقوع این اتفاقات باعث شد تا این شائبه به وجود بیاید که خداداد عزیزی واقعاً از یک مصونیت آهنین برخوردار است. مصونیتی که با صدور حکم چهار ماه محرومیت و دو میلیارد تومان جریمه شکسته شده است.
ماجرای کد ملی و انفجار فاشیستی فضای مجازی
اما ماجرایی که باعث شد دعوای عزیزی-عالیشاه سویه نژادپرستانه پیدا کند، ادعاها درباره علت آغاز این درگیری بوده است. بلافاصله بعد از منتشر شدن ویس خداداد عزیزی و اشاره او به توهینهای ناموسی عالیشاه، برخی از کانالهای فوتبالی نوشتند که عالیشاه توهین ناموسی نکرده، فقط از خداداد عزیزی کد ملی او را مطالبه کرده تا ثابت کند او ایرانی است یا نه.
انتشار این خبر در برخی کانالهای فوتبالی باعث شد که موج عظیمی فضای مجازی را در بر بگیرد که طی آن موضوع اصلی، یعنی فحاشیهای خداداد عزیزی، به حاشیه رفت و ادعاهای نژادپرستانه جای آن را گرفت.
اگر در همین لحظه نام خداداد عزیزی را در گوگل و شبکه های اجتماعی جستوجو کنید، به هزاران ویدیو برمیخورید که ماجرای خداداد عزیزی را به افغان بودن او تقلیل داده و محتوایی توهین آمیز علیه ملت افغانستان هستند. این موج به قدری گسترده شد که در بازی پرسپولیس و ذوبآهن هم هواداران پرسپولیس شعار «خداداد افغانی» سر دادند.
نکته اینجا است که ایافسی و فیفا بر روی مسئله نژادپرستی بسیار حساس است. همین چند سال پیش که یک شادی گل ساده توسط عیسی آلکثیر که شائبه تمسخر ازبکها را به وجود آورد، با محرومیت سنگین همراه شد و همین یکی دو سال پیش توهین به وینیسیوس، بازیکن رئال مادرید، توسط بازیکن بنفیکا باعث شد که فیفا ضمن محرومیت سنگین آن بازیکن، برخی قوانین خودش را هم تغییر دهد. چه آن که سابقه این شکل از توهینهای نژادپرستانه در فوتبال ایران بسیار زیاد است.
همین چند سال پیش بود که فیروز کریمی بازیکن سیاهپوست تیم مقابل را آدمخوار خطاب کرد و با محرومیت جدی مواجه نشد و چند سال قبل هم خداداد عزیزی عرفان اولروم، بازیکن سیاهپوست تیم خودش ابومسلم را فاقد عقل دانست که این صحبتها هم با محرومیت جدی مواجه نشد تا یک بار دیگر ثابت شود در ارکان قضایی فدراسیون فوتبال ایران یک جرم محسوب نمیشود و همین موضوع به رشد و گسترش آن دامن زده است.
نژادپرستی مسبوق به سابقه ایرانیان
در خلال جنگ دوازدهروزه، شایعاتی درباره جاسوسی اتباع افغان برای اسرائیل منتشر شد که با تمسک به همان شایعات، موجی از اخراج اتباع غیرقانونی به راه افتاد. خیلی زود علیاکبر پورجمشیدیان، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، در شهریور ۱۴۰۴ اعلام کرد بخش زیادی از اخبار مرتبط با همکاری اتباع افغان با اسرائیلیها نادرست و جزو عملیات روانی موساد بوده است. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله، هم در بهمن ۱۴۰۴ گفته بود افغانها در عملیات ریزپرندهها نقشی نداشتند.
اما این عبارات دیگر تاثیری بر تصمیم مردم ایران نداشت. بخشی از ایرانیان از این شایعه دستاویزی ساختند تا به افغانها حمله کنند.
اتفاقات بازی تراکتورسازی تبریز و گلگهر سیرجان نشان داد ناسیونالیسم ایرانی به راحتی قابلیت تغییر رنگ به سمت فاشیسم را دارد و این خطرناک است. به قول جواد کاشی استاد دانشگاه علامه طباطبایی «ما به یک ایرانگرایی مشتاق دیگری نیازمندیم نه سنخی از ایران گرایی حامل دگرستیزی». ملیتگرایی گشوده، متکثر، گفتگویی و جستجوگر وفاق و دوستی یک انتخاب اخلاقی است. دگرستیزی امروز خطرناکتر از فحشهای رکیکی است که مثل نقل و نبات در فوتبال ایران رد و بدل میشود.